بیناکردن ابوبصیر به چشم برزخی

در ایام برگزاری حج، روزی ابوبصیر به امام باقر علیه السلام گفت: «چقدر حجّاج زیادند و ناله و گریه فراوان!». امام فرمود: «ناله و فریاد زیاد است، امّا حاجی کم! آیا می‌خواهی خودت به چشم ببینی؟» در این هنگام امام دستی بر چشم ابوبصیر کشید و دعایی خواند. ابوبصیر که نابینا بود، بینا شد.

امام باقر علیه السلام فرمود: «به این حاجی‌ها نگاه کن!»

ابوبصیر وقتی به مردم نگاه کرد، دید بیشتر آنها میمون و خوک‌اند و مؤمن در بین آنها مانند ستاره درخشان در ظلمت و تاریکی می‌درخشد. بنابراین گفت: «بله ای مولای من! راست گفتید. چقدر حاجی واقعی کم، و ناله و فریاد زیاد است!». ابوبصیر از امام درخواست کرد که بینا بماند.

اما امام باقر علیه السلام فرمود: «ای ابا بصیر! من درباره تو بخل ندارم. خداوند هم به تو ظلمی نکرده است. با این حال، او برای تو «نابینایی» را اختیار فرموده. پروردگار همه ما خداوند است و ما بندگان اوییم، از عبادت او تجاوز نمی کنیم و از طاعت او خسته نمی‌شویم، بلکه تسلیم او هستیم». آن‌گاه دعایی فرمود و ابوبصیر دوباره نابینا شد.[

بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۲۶۱، حدیث ۶۲.