X
تبلیغات
یگانه امام علی(علیه السلام) - عرفان شناسی وعارف حقیقی

یگانه امام علی(علیه السلام)

مقالات

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ یگانه امام علی(علیه السلام) خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

عرفان شناسی وعارف حقیقی

حمدوسپاس مخصوص خداوندی که بخشندگی او شامل حال عموم افراد ومهربانی او شامل حال افراد خاص می شود.

ودرود وصلوات برحضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله)واوصیائش که زنگارراازدل هامی زدایند.

برای رسیدن به عرفان حقیقی باید دنبای انسان شناسی باشیم،وتا زمانیکه این معرفت نباشد به مقصد نخواهیم رسید چنانچه امیر المؤمنین علی (ع) می فرماید« من عرف نفسه فقد عرف ربه...»کسی که خود را بشناسد پس به تحقیق خدایش را می شناسد.وقتی خودش را کشف کرد نوبت استخراج سپس نوبت  شکل گیری وبعد از آن نوبت جهت گیری است.برای رسیدن به این مراحل بایداز کتب اخلاقی استفاده شود .کتاب اربعین امام خمینی (ره) وکتاب اخلاق سید عبدالله شبروکتب دیگرازعلمای بزرگ شیعه  که  قوه انسانی را معرفی کرده وسپس به بحث تزکیه  پرداخته اند؛تاانسان به مکارم الاخلاقی که پیامبراکرم (ص)به خاطرآن مبعوث گشته،برسد. در کتاب اربعین امام خمینی (ره)آمده؛ انسان اعجوبه ای است دارای دو نشئه: نشئه دنیائی که بدن اوست ،ونشئه غیبیه که از عالم دیگر است.

 نفس او که از عالم غیب است دارای درجاتی می باشد که به هفت  قسمت تقسیم  شده است :

که برای هر قسمت  جنودی است رحمانی وعقلانی ، که آن را دعوت به سعادت می کنند. وجنودی است شیطانی وجهلانی که آن را دعوت به شقاوت می کند وهمیشه بین این دو لشکر جدال است،وانسان میدان جنگ این دو طائفه است ؛اگر جنود رحمانی غالب شود انسان اهل سعادت می شودواگرجنود شیطانی غالب شود انسان اهل شقاوت می شود.

 هفت اقلیم نفس عبارت است از:

  1.   زبان                               
  2.    چشم           
  3.    گوش          
  4.     پا             
  5. دست          
  6.  شکم               
  7.   فرج                     

 همه اینها فرماندهی دارند  یاجنود رحمانی و یا جنود شیطانی   هستند  ((فرمان به کارهای نیک ویافرمان به کارهای زشت)

از طرفی چون بشر کمال جو است خداوند بزرگ به مقتضای ربوبیّت خود،برای تربیت او و رساندنش به کمال یک سلسله عبادات ووظایف اخلاقی معیّن فرموده است .اگر انسان بخواهد پیروز این میدان جنگ و سالک الی الله باشد بایدراه را درست برود اولین راه بعد از انجام عبادات راه خود شناسی و خود سازی می باشد.دراین مرحله،انسان باید دارای حسن خلق وتهذیب باشد.

 در کتاب اخلاق مرحوم شبرآمده:

برای شناخت حسن خلق بایداول ارکان و اعضاء صورت باطنی انسان شناخته شود که عبارتند از:

  1)   : قوه علم         این قوه سه حالت دارد ُ یا  افراط =  فساد وفتنه وخدعه می آورد             اعتدال=  حکمت می آورد

           تفریط =  بله ونادانی می آورد

  2)   : قوه غضب          این قوه  سه حالت داردُ  یا   افراط=  درنده خویی می آورد           اعتدال=  شجاعت می اورد

            تفریط =  ترس وسستی می آورد

  3)   : قوه شهوت      و  این قوه هم سه حالت داردُ    یا    افراط =شرّه می آورد               اعتدال= عفت می آورد

                         تفریط = خمودگی می آورد

4)   : قوه عدل :ارتباط عادلانه بین قوای سه گانه مذکور: افراط وتفریط ندارد فقط یک ضد دارد و آن ظلم است.

هنگامی که این چهار قوه در باطن کسی زیبا شد حسن خلق بدست می آید.

پس پایه های اخلاق حسنه چهار چیز می باشد:

  •  حکمت
  •  شجاعت
  •  عفت
  •  عدل

قابل ذکر است که هیچ کس به جز رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) وخاندان مطهر ایشان در این زیباییها به حد کمال نرسیده است به همین خاطر خداوند متعال در قرآن او را مدح کرده می فرماید:

«انک لعلی خلق عظیم»

اما مردم دیگر بعد از ایشان مراتبی دارند که بعضی نزدیکتر وبعضی دورتر از کمال هستند و سزاوار است همه مردم از آن وجود شریف پیروی کنندزیرا ایشان فرمود: بعثت لاتمم مکارم الاخلاق «من مبعوث شدم تا اخلاق پسندیده را تکمیل کنم» .

از آنجایی که بشر گرفتار کردار های زشت می باشد قوای روحانی او در مرحله استعداد باقی مانده است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودند:

«الناس معادن کمعادن الذهب والفضة».مردم گنجینه هایی هستند ،چون معدن طلا ونقره.

همانطور که استفاده از معادن  مراحلی  دارد شکوفا کردن استعدادوگنجینه آدمی هم مراحلی دارد:

1.    کشف خود

2.    استخراج استعداد ها

3.    شکل دادن

تا اینجا مرحلۀ کمال وشکوفایی است، امّا این فلز شکل گرفته جهت می خواهد که مرحلۀ نهائی می باشد.

4.    جهت یابی  می باشد، که همان رسیدن به آدمیت  وکمال است.

پس آدمی در سایه عمل به عبادات وتهذیب نفس می تواند به آن کمال برسدوتا چنین نشودو استعدادها ظهور نکند،بواسطه نداشتن سنخیّت با عالم معنا درک آن لذائذو نعمتها برای او امکان پذیر نخواهد بود،هم چون فرد عامی و بی سوادی که اورا به کتابخانه ای برند که پر از گنجینه های دانش و علوم بشری باشد .بقول عارف شیرین سخن شیراز:

زمیوه های بهشتی تنعّمی نبرد هر آنکه سیب زنخدان شاهدی نگزیدمسلّما آفرینش بی هدف نیست آنجا که خداوند بزرگ می فرماید:

«ما خلقنا السموات و الارض وما بینهما لا عبین،ما خلقنا هما الا بالحق و لکن اکثر هملا یعلمون»

ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنها است به بازیچه نیافریده ایم بلکه آفرینش آنها بحق و راستی است ولی بیشتر مردم از آن غافلند.

هدف از آفرینش هرچه باشد مسلما انسان در میان آفریدگان برای هدفی بالاتر ومقامی والاترآفریده شده است، مقامی که تنها انسان توان تحمّل آن را دارد، نه زمین با کوهها ی سر با آسمان کشیده اش ونه آسمان با منظومه هاو کهکشانهایش .

برای رسیدن به این تکامل مکتب هاوروش هائی ازطرف افرادی که مدعّی تربیت بشر   بودند ازانبیاءالهی ودیگران مطرح شده است. روش های ارائه شده ازطرف غیرانبیاء می توان دریک جمله خلاصه کرد آنست که هیچ کدام ازآنها خالی از افراط وتفریط نبوده  نتوانسته است غریزه یحب ّ کمال را در نهاد  بشر اشباع کند.

[ چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 ] [ 22:48 ] [ کیائی ]

[ ]