X
تبلیغات
یگانه امام علی(علیه السلام)

یگانه امام علی(علیه السلام)

مقالات

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ یگانه امام علی(علیه السلام) خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

صادق شيرازى با ادعاهاى پوچ زبانزد خاص و عام شده است!

آقا مگر صادق شيرازى مدعىِ اين نيست كه نظام جمهورى اسلامى ايران ظالمِ؟

مگر چندبار تو محافل خصوصى امام خامنه اى رو با شاه مقايسه نكرديد؟

آيا نامبرده يادش رفته زمان شاه امام خامنه اى دام ظله مثل خيلى از منبريون و روحانيون تبعيد شد؟ چند بار حبس شد؟ كلى هم شكنجه شد!

چرا؟

چون روى منابر آشكارا به شاه رحم نميكرد! با دلايل محكم شاه رو رسواى عالم ميكرد!

بر حق بود شجاع بود مرد ميدان بود و هست بحمدلله!

شما مگر ادعاى بر حق بودن ندارى مگر ادعاى شجاعت و مرجعيت ندارى! مگر نميگى دلايل محكم دارى؟! پس كو؟

چرا نمياى رو منبر حرف بزنى و دلايلت رو بگى؟ چرا مخفيانه و بدون دليل دارى سعى ميكنى نظام رو تضعيف كنى؟ ميترسى مردم به اهداف شومت پى ببرن؟

ميترسى اونايى كه بدون علم به نيت هاى شوم دورت جمع شدن تركت كنند؟

خودت خوب ميدونى كه نظام مقدس جمهورى اسلامى رأفت داره و مثل نظام صدام نيست كه آنقدر بهتون فشار آورد كه از ترس جونتون از عراق فرار كرديد!

اين چه متلكهايى بود كه بعد از وفات محمدرضا شيرازى انداختى؟ مگه نميخواى بگى نظام جمهورى اسلامى قاتلش بوده؟ پس چرا آشكارا حرف نزدى؟ دليل نداشتى؟ يا ميخواى بگى ترسيدى سرتو ببرن؟ اين دليل دومى رو نميتونيم واقعى بدونيم چون خودتم خوب ميدونى چقدر رهبرى رافت به خرج ميده!

خودت خوب ميدونى كه اگر آشكارا ايران رو اسم ببرى و بخواى با اون بهانه هاى بنى اسرائيلى تضعيف كنى جايگاهى كه با فريب و ريا بين بعضى از شيعيان به دست آوردى از دست خواهى داد!

در نهايت اينو بدون بصيرت مردم ايران بيشتر از اونيه كه شما و امثال شما فكر ميكنند

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 2:55 ] [ کیائی ]

[ ]

 

چرا ما قرآن مي خوانيم ...با اينکه چيزي از آن نمي فهميم ؟؟؟

 

يک پيرمرد آمريکايي مسلمان همراه با نوه کوچکش در يک مزرعه در کوههاي شرقي کنتاکي زندگي مي کرد

هرروز صبح پدربزرگ پشت ميز آشپزخانه مي نشست و قرآن مي خواند. نوه اش هر بار مانند او مي نشست و سعي مي کرد فقط بتواند از او تقليد کند

يه روز نوه اش پرسيد :

پدربزرگ من هر دفعه سعي مي کنم مانند شما قرآن بخوانم ،

اما آن را نمي فهمم و چيزي را که نفهمم زود فراموش مي کنم و کتاب را مي بندم ! خواندن قرآن چه فايده اي دارد؟

پدر بزرگ به آرامي زغالي را داخل بخاري گذاشت و پاسخ داد

اين سبد زغال را بگير و برو از رودخانه براي من يک سبد آب بياور.

پسر بچه گفت

اما قبل از اينکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخهاي سبد بيرون مي ريزد!؟

پدر بزرگ خنديد و گفت :

" آن وقت تو مجبور خواهي بود دفعه بعد کمي سريعتر حرکت کني.

و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعي خود را بکند .

پسر سبد را آب کرد و سريع دويد ، اما سبد خالي بود قبل از اينکه او به خانه برگردد.

در حالي که نفس نفس مي زد به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب در يک سبد غير ممکن بود و رفت که در عوض يک سطل بردارد .

پيرمرد گفت :

"من يک سطل آب نمي خواهم ، من يک سبد آب مي خواهم ، تو فقط به اندازه کافي سعي خود را نکردي ."

و او از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند .

اين بار پسر مي دانست که اين کار غير ممکن است ،

اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد که اگر هم او بتواند سريعتر بدود باز قبل از اينکه به خانه باز گردد آبي در سبد وجود نخواهد داشت

. پسر دوباره سبد را در رود خانه فرو برد و سخت دويد ،

اما وقتي که به پدربزرگش رسيد سبد دوباره خالي بود.

نفس نفس زنان گفت : " ببين! پدربزرگ ، بي فايدست .

پيرمرد گفت

"باز هم فکر مي کني که بي فايدست ؟ به سبد نگاه کن."

پسر به سبد نگاه کرد و براي اولين بار فهميد که

سبد فرق کرده بود

سبد زغال کهنه و کثيف حالا به يک سبد تميز تبديل شده بود؛

داخل و بيرون آن.

پسرم ،

چه اتفاقي مي افتد وقتي که تو قرآن مي خواني

تو ممکن است چيزي را نفهمي يا به خاطر نسپاري ،

اما وقتي که آن را مي خواني تو تغيير خواهي کرد؛

باطن و ظاهر تو و اين کار الله است در زندگي ما.................

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 2:21 ] [ کیائی ]

[ ]

حجاب، همان چادری بود که پشت درب خانه سوخت ولی ازسرفاطمه (س)نیفتاد. یازهراس

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 19:29 ] [ کیائی ]

[ ]

بی بی جان...

هزاران کلید هم بیاورند،
قفل دلتنگی های دلم را باز نمی کنند
شاه کلید دلم ، فقط نگاه توست....
یا فــاطمه زهــرا (س)

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 19:27 ] [ کیائی ]

[ ]

بی بی جان...

هزاران کلید هم بیاورند،
قفل دلتنگی های دلم را باز نمی کنند
شاه کلید دلم ، فقط نگاه توست....
یا فــاطمه زهــرا (س)

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 19:26 ] [ کیائی ]

[ ]