X
تبلیغات
src='http://tirras.persiangig.com/weblog/chap.js'> یگانه امام علی(علیه السلام)
صفحه نخست | عناوین مطالب | پروفایل مدیر | پست الکترونیک
لوگوي دوستان
پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي

این پست تکراریه....
 
بسم الله الرّحمن الرّحیم

زیباترین تعریفی که از مادر شده ، حدیث زیبایی از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله است که فرمود: «بهشت زیر پای مادران است».

حقیقت زندگی مادر، عشق ورزیدن، دوست داشتن وفداکاری است.

کار او، انسانسازی و فضیلت پروری است.

مادران در تاریخ و زندگی بشر، همواره مقامی بلند داشتهاند

مسلمانان نیز بر اساس آموزههای دینی خود، مادر را در جایگاهی والا نشانده و حرمت او را پاس داشتهاند.

در روایت است شخص گناهکاری نزد پیامبر آمد و پشیمانی خود را آشکار ساخت و پرسید: چه راهی در پیش بگیرم که خداوند سریعا از گناهان من درگذرد؟ رسول خدا پرسید: از پدرو مادر تو کدام یک زندهاند؟ پاسخ داد: پدرم. فرمود: به او خدمت کن. پس از رفتن آن شخص گناهکار، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به اصحاب فرمود: «اگر این مرد، مادر میداشت و به او خدمت میکرد، گناهانش به سرعت آمرزیده میشد».

عاطفه مادری، از کرامتهای خداوند است که نمیتوان آن را با هیچ قیمت مادی سنجید.حتی حیوانات نیز این گونه هستند.
برای مثال:آهوی مادر برای پرستاری از بچه خود از گلهاش جدا شد و به مراقبت از او پرداخت، ولی بچه بر اثر جراحت جان داد. مادر با اینکه میدانست بچه مرده است، چند قدمی به دنبال گله راه افتاد، ولی دلش آرام نگرفت و دوباره بر بالین بچه مردهاش بازگشت و پوزهاش را به پوست او مالید و دوباره و سه باره رفت وبازگشت، تا سرانجام با چهرهای اندوهگین او را تنها گذاشت.
خداوند متعالی، حضرت عیسی علیهالسلام را به مادر سفارش کرد و مسیح علیهالسلام فرمود: «مرا در مورد مادرم نیکوکار قرار داده وجبار و شقی قرار نداده است». هنگامی که یکی از پیامبران الوالعزم خداوند، در مقام برشمردن افتخارات خود، نیکوکاری به مادر را ذکر میکند، دلیل روشنی براهمیت مادر و احترام و نیکوکاری به اوست.
شهید دستغیب در مورد برتری و فضیلت مقام مادر نوشته است: مستحب است در نیکی کردن، جانب مادر را بیشتر رعایت کند. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سه مرتبه امر به نیکی مادر فرمود و هنگامی که از آن حضرت سؤال شد: حق کدام یک از والدین بزرگتر است؟ فرمود: آنکه نُه ماه تو را در شکم گرفت و بعد به سختی تو را زایید و بعد، از پستان خود تو را غذا داد.
در برخی از روایات تصریح شده که نیکی به والدین، به ویژه خوشرفتاری با مادر و خدمت به او در زمان سالمندی، باعث محو گناهان فرزند میشود؛ یعنی خدمت به پدرو مادر، کفاره گناهان و عامل مهمی برای جلب نظر رحمت حضرت باری تعالی و در نتیجه، رسیدن به سعادت ابدی است.
خداوند متعالی در چهار سوره از قرآن مجید، بلافاصله بعد از مسئله توحید، بر نیکی به والدین تأکید کرده است. این مسئله، بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای پدر و مادر احترام قائل است. با اینکه نعمت خداوند بیشتر از آن اندازه است که قابل شماره باشد، خداوند شکرگزاری در برابر پدر و مادر را در ردیف شکرگزاری در برابر نعمتهای خود قرار داده است. در حدیثی از امام صادق علیهالسلام میخوانیم که فرمود: «اگر چیزی کمتر از اُفّ وجود داشت، خداوند در قرآن کریم از آن نهی میکرد و این حداقل مخالفت و بیاحترامی به پدر و مادر است. همچنین یکی از ابعاد عاق والدین، نگاه تند و غضبآلود به پدر و مادر است».
اینکه قرآن کریم بر احترام پدر و مادر بیشتر تأکید کرده، برای این است که پدر و مادر به حکم عواطف خاصی که دارند، کمتر ممکن است فرزندان خود را به فراموشی بسپارند؛ در حالی که بیشتر فرزندان پدر و مادر را فراموش میکنند. احترام و احسان به پدر ومادر، تنها به زمان حیات آنان محدود نمیشود. مالک بن ربیع میگوید: خدمت پیامبر نشسته بودم، مردی از انصار آمد و از پیامبر صلیاللهعلیهوآله پرسید: یا رسول الله! آیا بعد از مرگ پدر و مادرچیزی از نیکی کردن به آن دو بر عهده من باقی است تا انجام دهم؟ حضرت فرمود: «بلی، چهار چیز باید انجام دهی: نماز خواندن برای آنان، آمرزشطلبی برای ایشان، عمل کردن به عهد و پیمانشان و احترام کردن به دوستان آنان».
نویسنده : کیائی نظرات :

 بسم رب المهدی علیه السلام

می پرسند: وقتی دشمنان خدا خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را به اتش کشیدند امیرالمومنین علی علیه السلام کجابودند؟!چرا حضرت علی علیه السلام از ناموسشان دفاع نکردند؟؟!!

آری خیلی دردناک است بانویی را پیش روی همسرش اذیت کنندو..... همسرش نتواند برای دفاع ،هیچ حرکت نظامی انجام دهد،البته نتواند به معنای این نیست که حضرت امیرقادرنبودند، بلکه اگردستور پیامبر اکرم صلوات الله علیه واله نبودهیچ کدام رازنده نمی گذاشت وبه درک می فرستاد.

دستور چه بود؟!

پیامبراکرم صلوات الله علیه واله به امیرالمومنین فرمود:

"ای علی تو کاری انجام ندهی اگر مردم بعد از من بر تو گستاخی نموده و حقت را غصب کرده و بر تو پیشی گرفتند و طاغوتشان را به سوی تو فرستادند که از تو بیعت ستانند آنگاه یقه ی لباس تو را می گیرند و می شکند همچون وقتی که شتری را می کشند و تو در این حالت مذمت و ملامت می شوی و غمگین و محزون خواهی شد .بحارالانوار22-493

وسپس فرمود:

" ای علی اگر یاری نداشتی با آنها جنگ مکن"

در برابر ظلم هایی که بعد از پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله در حق من کردند به اطرافم نگاه کردم و دیدم نه یاری دارم نه کسی که از من حمایت کند جز خانواده ام و مایل نبودم که جان آنها را به خطر بیاندازم چون نسل پیامبر برای همیشه قطع می شد .چشمم رابه هم نهادم و استخوان در گلو کردم جام تلخ را جرعه جرعه نوشیدم و صبر کردم بر خشم خود بر امری که تلخ تر از زهر و دردناک تر از شمشیر بر قلب بود"خطبه 217نهج البلاغه و همچنین شرح نهج البلاغه ای ابی الحدید معتزلی

نداشتن یاربه اندازه ای که قیام کند :از انجایی که دشمنان خدا دیدند حضرت علی علیه السلام تعداد یارانشان اندک است واز دستورپیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله هم با خبر شدند ،نقشه شومی کشیدند وبا انگیزه «تحریک »امیرالمومنین علی علیه السلام وارد خانه حضرت شدند وهمه چیز را به اتش کشیدند تا اینگونه بتوانندحضرت را مجبور کنند تا دست به شمشیر ببرد وحضرت رابه عنوان شخص خونریز وطالب جنگ معرفی کنند واین امر مساوی بود با نابودی اسلام، از طرفی هم چون اسلام نوپا بود و به مصلحت اسلام نو پا نبود و اگر حضرت شمشیر می کشید و بنی هاشم و گروهی از صحابه که هنوز سرعهد خود درغدیر با علی مانده بودند یک طرف و هواداران خلافت طرف دیگر.

البته "وقتی عمر دستور داد و آتش را آوردند کنار خانه حضرت– حضرت فاطمه سلام الله علیها در بین درو دیوار قرار گرفت ،حضرت فاطمه ناله کرد و پدرش را صدا کرد و عمر شمشیر را کشید و به پهلوی فاطمه زد. امیر المومنین علیه السلام از اتاق در امد و کمربند عمر را گرفت و بلند کرد و بر زمین کوبید و گردن و دماغ عمر را محکم کوبید و تصمیم گرفت تا او را بکشد اما وقتی یادش آمد که پیامبر اکرم وصیت کرده بود بر اینکه دست به عمل نظامی و خشونت نزنند برگشت گفت:عمر ای فرزند صحاک ! قسم به خدایی که پیامبر اکرم را گرامی داشته !اگر وصیت پیامبر اکرم نبود می دانستی که تو توانایی ورود به منزل من را نداشتی"کتاب سلیم بن قیس ص586

وهمینطورعده ای که علی علیه السلام را به عنوان قهرمان در جنگ ها کنار پیامبراکرم صلوات الله علیه واله می دیدند که شمشیر بر سر کافران کشیده هم اکنون بعد از رحلت پیامبراکرم صلوات الله علیه واله همان شمشیر را بر سر مسلمانان می کشد هم عاملی بر صبر او بود!!

در این باره عمربن خطاب می گوید :

"من تعداد زیادی را داخل منزل علی جمع کرده بودم نه برای اینکه بر او غالب شوم بلکه می خواستم با وجود آنها دلم محکم شود . داخل منزل شدم دیدم او را محاصره کردند به هر قیمت او را با زور و تشر بیرون آوردم و او را بجایی که می بایست بیعت کند راندم اینها همه در جایی بود که من بدون هیچ شکی یقین داشتم که اگر من و تمام آنچه در زمین است همه با هم تلاش می کردیم که بر علی غالب شویم نمی توانستیم بر او پیروز شویم ولی خوشبختانه مطلبی در سینه علی بود که بخاطر آن مجبور بود بر آزار ما صبر کند و من آنرا می دانستم ولی آن را به هیچ کسی نگفتم ..."طویل العمر - عوام العلوم البحرانی 11:408 فاطمه الزهرا 553- بحارالانوار 29313.295 –الهدایه الکبری للخصیبی 417

آری آنها می دانستند که پیامبر صلوات الله علیه و آله علی علیه السلام را به صبر وصیت فرموده و اگر یاری نداشت دست ازجهاد بکشد و البته این برای حفظ دین و جلوگیری از فتنه در اصل دین لازم بود .

به همین علت آنها جرات کردند آن جنایات را مرکتب شوند!!

پس امیرالمومنین علی علیه السلام به عنوان امام زمان دست دشمنان خدا را خوانده بود وبه دلایلی که ذکر شد مجبور شدند صبر اختیار کنند!!

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد ص و...
نویسنده : کیائی نظرات :
آخرین پست ها
کلیه حقوق مادی و معنوی این وبلاگ برای "کیائی" محفوظ می باشد!